خدا یکی عشق یکی
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
گر بسوزاند در آتش ، دلکش است تا ببینی عشق را آئینه وار هر چه می خواهی به دنیا در نگر عشق پیروزت کند بر خویشتن عشق را دریاب و خود را واگذار عشق هستی زا و روح افروز بود حالا سمفونی پنجم بتهوون باشد یا زنگ تلفنی که در انتظار صدای توست. نه!من این سیب سرخ را با هیچ کس قسمت نخواهم کرد. اما قصه عاشق شدن من مثل هیچکس نیست.اصلاْ قصه دوست داشتن من با همه فرق داره .یه جوری متفاوته.نمی دونم .شاید این فضا یه جایی باشه تا منم یه ذره از دلنوشته هامو و خاطراتمو توش بنویسم.تنهام نذارید و راهنماییم کنید.
گر به دریا افکند دریا خوش است.
ای خوشا آن دل که در این آتش است.
آتشی از جان خاموشت بر آر.
دشمنی از خود نداری سخت تر!
عشق آتش می زند در ما ومن
تا بیایی جان نو خورشید وار.
هر چه فرمان می دهد زیبا بود.
چه فرقی می کند رنگین کمان از کدام سمت آسمان اغاز شود.
اونم به تفاوتم پی برده بود.شاید فهمیده بود که عاشق شدم ولی به روم نیاورد.امان از عشق...
وقتی عاشق شدی ادامه این شعر را تو خواهی گفت!
| Design By : Night Skin |


