تبليغاتX
خدا یکی عشق یکی




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


خدا یکی عشق یکی

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خداوندا در این سالی که در پیش است

نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای، لیکن

در آغاز طلوع روشن سالی، که می آید

کمک کن تا رها سازم زخود

من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس

هزار و سیصد و اندوه

خدایا مهربانم کن

تو چشمان مرا با نور خود بگشا

تو لبخند رضایت را عطایم کن

بفهمان زندگی زیباست

خداوندا، تو راه سبز ایمان را نشانم ده

تو نیکی پیشه ام فرما

که راه  حق صبورانه بپیمایم

و هرگز من نباشم از زیانکاران

رفیقا،مهربانا،عاشقم فرما

مرا در شط پر مهر گذشتت، شست و شویم ده

تو پاکم کن، قرارم ده

کریما، دست های گرم و لبخندی،عطایم کن

تو ای نزدیک تر از من به من

اینک مرا دریاب، پناهم ده

عزیزا، پاسدار حرم هر لحظه ام فرما

تو ذکرت را عطایم کن

که با یادت، دلم آرامشی یابد

حبیبا قدردان خوبی ام فرما

تو، گرداننده دلها و چشمان

تو ای تدبیر بر هر روز و هر شامم

تو چرخاننده احوال این دنیا

بگردان، حال من را سوی آن حالی که می دانی

تو آرامش عطایم کن

تو ای آموزگار پاک خوبی ها

تو راه مهرورزی را نشانم ده

بگیر این دست تنهای مرا، در دست پر مهرت

طبیبا، ای که نامت مرهم دردم

شفایی مرحمت فرما

تو را می خوانمت اینک

اجابت کن مرا، ای منتهای راه رهجویان

تو بر مینای این هستی

رضا بودن عطایم کن

که من همراه هر سختی

بجویم گوهر پنهان و زیبای گشایش را

خدایا مزه پاک عطش را بر لبان تشنه ام بنشان

بنوشان جرعه ای از آن طهور ناب روحانی

مرا مست می جام حضورت کن

برای محو تاریکی، بسوزان جهل من را،

شعله ام گردان

مرا در این سیه سودا، وین سرمای پر سوز و سکوت

سایه های سرد، یاری کن

و با تدبیر پر مهرت

سحرگاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی،

هدیه ام فرما

خداوندا

نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای مردمان خوب این وادی

عطا فرما،

هزار امید

هزار و سیصد آگاهی

هزار و سیصد و هشتاد بهروزی

هزار و سیصد و هشتاد و پنج لبخند زیبا را

 

از: کیوان شاهبداغی

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 17:54 توسط حامد| |

بالاخره بعداز چند روز به روز شدم.یعنی منتظر بودم تا تولد خانوم خانوما برسه بعد به روز کنم.الانم چیز خاصی ندارم فقط مثل روز تولد خودم چند تاجمله بهش کادو می دم.:

۱- دوستي همانند سيمان خيسي است

هر چه بيشتر بماني رفتن سخت تر است

و هر وقت كه بروي جا ي پايت هميشه

باقي است..

۲-دوستی حادثه است و جدایی قانون.بیایید حادثه ساز و قانون شکن باشیم.

۳- در زندگی دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی دنبال

 کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی

۴- و این گلم آخرین هدیه تولدم به خانوم خانوما:

نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 15:26 توسط حامد| |


Design By : Night Skin