تبليغاتX
خدا یکی عشق یکی




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


خدا یکی عشق یکی

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

همیشه

دستانم را

در خلوت و تنهایی خویش

می بوسم

چرا که هنوز

گرمی

دستان تو در آن

زنده می باشد...

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 19:26 توسط حامد| |

حرفهاییست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
[دکتر علی شریعتی]
نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 14:39 توسط حامد| |

قصابها به صلح دعوتم می کنند
و فواحش به رختخواب نجابت
...
چه غربت دشواری!
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 17:22 توسط حامد| |

مجید کبیری از اقوام منه که ترانه های قشنگی می گه و همگی بوی عشق و سادگی می ده.یه دونه از ترانه هاشو اینجا اوردم و بقیه ترانه هاشو توی وبلاگش به نام همترانه که توی لینکام هست بخونید.

فصل عاشقانه ها ...

 سرمو از رو شونه ت بر نمی دارم دیگه من ...

تو دلت جایی واسه غم نمیذارم دیگه من !

توی این ترانه ها واژه به واژه با منی ...

تو رو توی غزل شب نمی آرم دیگه من

با همون لحن همیشگی ، همون لهجه بخند

طاقت دیدن گریه رو ندارم دیگه من ...

محو خاطرات با تو ، محو آتیش بازی ام ؛

آتیش لباتو رو کن ... بی قرارم دیگه من

بیا و یه لحظه باز کنار این شعله بشین

من رو از خودم بگیر ، نفس ندارم دبگه من !

من به بی تو بودن و تنهایی عادت ندارم

تو باشی که مثل ابرا نمی بارم دیگه من ...

نگو که فاصله کوهه ... تو کنارمی هنوز

قاف عشقو بنویس که : موندگارم دیگه من ؛

فصل عاشقانه هاس ، تو می رسی با یه غزل

سبز سبزم مثل تو ... خود بهارم دیگه من ... 

نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 15:56 توسط حامد| |


Design By : Night Skin